*
پدر و مامان هر دو شبهه کرونا گرفتن و مریضن . تو مطب رحمانی هستن که بهشون زنگ میزنم
کولر ماشین صدا میده. ادرس حسین رو میگیرم که برم پیشش . قبلش با مجید قرار دارم که عطرایی \
که از حبیب خریدم رو بهش بدم. تحویلش میدم و با بدختی حسین رو پیدا میکنم
پین فن ماشین در رفته بود درستش میکنه و میرم خونه\
*
دارم واسه خودم نمنمک میرم که چراغ در ماشین روشن میشه
مجید که پشت خطه رو قطع میکنم
راننده وانتی بدو بدو میاد و یمگه اب داره از زیر ماشینت میره
در کاپوت رو باز میکنم و کل کاپوت خیسه
وانتی که فرشته نجات منه در رادیالتور رو باز میکنه و اب
میریزه. تو سر زنون خودمو میرسونم به بابک . شیلنگ بخاری
ترکیده بود . عوض میکنم و میرم خونه
*
کولر گازی دفتر روکه خرابه با همکاری دوست اکبری
درست میکنیم . اقای کولر ساز خوش تیپ و بدبوعه
خیلی بدبو . خودشمیره ولی بوش تو دفتر همچنان حاکمه
*
عمومسعود زنگ میزنه و میگه تصادف کرده و پول لازم داره و در همین
راستا به رضا زنگ زده و رضام پیچونده اش. میگه به بابات چیزی نگو
ولی قبل از اون رضا به بابام گفته . میگه اینا دوست داشتن زمین خوردن منو ببینن
*
سند تفاهم بین ایران و ارمیکا امضا شد
*
میریم تاتر سلول .بد نیست ولی خوبم نیست. میریم پاتزا . گرم و خلوت و بی در و پیکر به نظر
میاد بلند میشیم و میریم پیله. کیفیت خوبی داره ولی من دستم میخوره نوشابه ها و سسم برمیگرده
خوابم میاد و یاد خانوم ح افتادم که عاشق اینجا بود
میرسم خونه گوشم سوت زیادی میکشه
دیستورشن زیاد. من خوب نخواهم شد
*
جمعه اقای زیتلی میاد برای درست کردن نت خونه . سیم کشی عوض میشه جای مودم هم همینطور
به نظرم کیفیت خوب میشه . اقای زیتلی فضول و کاربلده. بهم یاد میده چجوری انلاین بازی کنیم
شلتر میخرم و بالاخره میتونم اپشن جدید فوتبال رو فعال کنم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
حالا تو بگو