*
متاسفانه نه گوشه خوب میشه نه بهتر میشه و همه چی در شیب نزولی قرار داره
وضعیت کار جالب نیست و امریکا هر شب داره پلهای جنوب ایران رو میزنه
*
دارم میرمخونه که یهو امپر میره بالا
توبدترین جای ممکنم . اتوبان شوشتری . زنگ میزنم امدادخودرو
پدرهم میاد پیشمون ولی تا برسه ده بار گم میشه
در نهایت معلوم میشه مال سوراخ شیلنگ بخاری بوده
*
بعد از حدود یکماه میرم کلاس و بد نیستم
خوبم نیستم . من از این بیشتر پیشرفت نمیکنم
*
پنجشنبه میریم تاتر غنی زاده . قبل از تاتر کلید ماشین رو گم میکنم
با مجیدم دعوام میشه . به تاتر میرسیم
در فضای ادایی. تاتر خوبیه . به هیچ رستورانی لعدش نمیرسیم
میریم جیگرکی
تولد ایران هست و براش تولد زنونه گرفتن
خوشبختانه ما اونجا نیسیم
*
جمعه ناهار خونه حسام ابگوشت دعوتیم . میرم دنبال سیاوش
وسط راه ماشین جوش میاره . ماشینو میذاریم دمخونه سارا
مهمونی بدی نیست . حسام بعد از ناهار چپ میکنه
سیاوش و سعید خیلی حرف میزنن
برمیگردیم خونه . ماشینو پر اب میکنیم و تا خونه میرسیم
بابک میگه یا واشر سرسیلندره یا واتر پمپ
خواهیم دید چه خواهد شد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
حالا تو بگو